دیکشنری فارسی

wheal (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/hwēl, wēl/n.

● (مهجور) کورک، دمل، جوش

● برجستگی پوست (مثلا جای نیش پشه)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن