wheel horse
معنی فارسی
اسب چرخ کش اسب نزديک چرخ
معنی کامل و مثالها
● (گاری یا کالسکه و غیره دارای چند اسب) اسب جلو چرخ
● (مجازی) آدم پر کار، سختکوش
مترادفها
noun
Wheeler.
اسب چرخ کش اسب نزديک چرخ
● (گاری یا کالسکه و غیره دارای چند اسب) اسب جلو چرخ
● (مجازی) آدم پر کار، سختکوش
noun
Wheeler.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن