دیکشنری فارسی

when

UKn USwen

معنی فارسی

کي چه وقت

معنی کامل و مثال‌ها

/hwen, wen, hwǝn, wǝn/adv.,conj., pron., n.

کی، چه وقت، چه هنگام

when did you come?

کی آمدی‌؟

when is the meeting?

جلسه چه وقت خواهد بود؟

در چه شرایطی، در چه هنگام، در چه مورد (یا موارد)

when should one prescribe this medicine?

در چه مواردی باید این دارو را تجویز کرد؟

وقتی که، هنگامی که، در ایامی که، (در) دورانی که، (در) طی، (زمانی) که

when the war ended

وقتی که جنگ به پایان رسید

a time when people started to protest

زمانی که مردم شروع به اعتراض کردند

when he saw me, he smiled

وقتی مرا دید لبخند زد.

he was born when Shah Abbas was reigning

در دورانی که شاه عباس سلطنت می‌کرد او به دنیا آمد.

به مجرد اینکه، تا

the runners started when the gun went off

تا تپانچه در رفت دوندگان شروع کردند (به دویدن).

هرگاه، هر وقت

call me when you need help

هر وقت به کمک نیاز داری مرا صدا بزن.

اگر، درحالی‌که

how can he help when they won't let him?

اگر نگذارند چگونه می‌تواند به آنها کمک بکند؟

زمان، وقت، هنگام

the when and where of his arrest

زمان و محل بازداشت او

* since when?

از کی، از چه هنگام

* when in rome do as the Romans do

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو

* when the cat's away, the mice will play

گربه که نیست موش‌ها بازی می‌کنند، در غیاب رئیس زیردستانش جولان می‌دهند

* when the going gets tough, the tough get going

ارزش انسان‌ها در هنگام سختی معلوم می‌شود

مترادف‌ها

adverb
1. At the time, at the time that.
2. Whenever, at what time.
3. While, whereas.
4. Which time, then.

واژه‌های دیگر با معنی «کي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن