دیکشنری فارسی

wherry

UKweriː US'werı

معنی فارسی

يکجور کرجي پارويي مسافر بر

معنی کامل و مثال‌ها

/hwer´ē/n., pl.

● قایق رودخانه رو، زورق، بلم

● قایق یک نفری (ویژه‌ی مسابقه)

● (انگلیس) قایق ته پهن، بارج (barge)

● با قایق ته پهن (یا بارج) حمل کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. sailing barge used especially in East Anglia
  2. light rowboat for use in racing or for transporting goods and passengers in inland waters and harbors

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن