دیکشنری فارسی

whey

UKwei USweı

معنی فارسی

کشک ، اب پنير، پنير اب ، شير چرخ کرده .

معنی کامل و مثال‌ها

/hwā, wā/n.

● شیرابه (بخش آب مانند شیر)، آب پنیر، آب ماست (در برابر: کتخ یا بخش سفید شیر curd)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the serum or watery part of milk that is separated from the curd in making cheese
  2. watery part of milk produced when raw milk sours and coagulates “Little Miss Muffet sat on a tuffet eating some curds and whey”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن