whiffle
معنی فارسی
آهسته وزيدن جسته جسته وزيدن کور کور کردن جنبيدن پراکنده کردن
معنی کامل و مثالها
/hwif´ǝl, wif´-/vi., vt.
● (باد) گاه تند و گاه آهسته وزیدن، متغیر بودن
● تغییر جهت دادن، متلون بودن
● وزیدن و پراکنده کردن (مثلا برگها را)
مترادفها
verb neuter
Veer (as by change of wind), turn about, waver, shake, shift, turn, prevaricate, be fickle, be unsteady.