دیکشنری فارسی

whiffle

معنی فارسی

آهسته وزيدن جسته جسته وزيدن کور کور کردن جنبيدن پراکنده کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/hwif´ǝl, wif´-/vi., vt.

(باد) گاه تند و گاه آهسته وزیدن، متغیر بودن

تغییر جهت دادن، متلون بودن

وزیدن و پراکنده کردن (مثلا برگ‌ها را)

مترادف‌ها

verb neuter
Veer (as by change of wind), turn about, waver, shake, shift, turn, prevaricate, be fickle, be unsteady.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن