دیکشنری فارسی

whilom

معنی فارسی

پيشين سابقي سابق

معنی کامل و مثال‌ها

/hwī´lǝm/adv., adj.

● (قدیمی)

● سابقا، در پیش

● پیشین، اسبق، قبلی

my whilom friends

دوستان پیشین من

واژه‌های دیگر با معنی «پيشين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن