whir or whirr
معنی کامل و مثالها
/hwu_r/n., vi., vt.
● (صدای چرخش یا حرکت یا پرواز سریع) غژ، ور ور، فر فر
the whir of propellers
(صدای) ور ور پروانههای هواپیما
● وز وز، زر زر
● غژ غژ کردن، ور ور کردن، مثل فرفره صدا کردن
the electric fan whirred monotonously
بادزن برقی با صدای یکنواخت ور ور میکرد.