دیکشنری فارسی

whisker

UKwiskəd

معنی فارسی

ريش صورت يا موي گونه (دربرابر ريش چانه

وسبيل) ، سبيل ، موي لب گربه

معنی کامل و مثال‌ها

/hwis´kǝr, wis´-/n.

● (گربه و شیر و غیره) سبیل، زبر مو (vibrissa هم می‌گویند)

● ریش (به ویژه ریش گونه‌ها)، ته‌ریش

a three-day whisker had made his face darker than ever

ته ریش سه روزه چهره‌ی او را از همیشه تیره‌تر کرده بود.

● (قدیمی) رجوع شود به: moustache

● مقدار بسیار کم، (به اندازه‌ی) یک مو (whisker boom هم می‌گویند)

a whisker less than two centimeters

به اندازه‌ی یک مو کمتر از دو سانتی‌متر

تعریف انگلیسی

verb
  1. a very small distance or space “they escaped by a hair's-breadth” “they lost the election by a whisker”
  2. a long stiff hair growing from the snout or brow of most mammals as e.g. a cat
  3. furnish with whiskers “a whiskered jersey” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن