دیکشنری فارسی

whistle-stop

معنی کامل و مثال‌ها

/hwis´'l stäp´/n., vi.

● (راه آهن) شهر کوچک، ایستگاه فرعی (که معمولا فقط در شرایط فوق‌العاده در آن توقف می‌شود)

● (امریکا - مبارزات انتخاباتی) توقف در شهر کوچک و ایراد نطق (معمولا از سکوی قطار)

● (از سکوی واگن) نطق کردن، (برای ایراد نطق) توقف کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن