دیکشنری فارسی

white-faced

معنی کامل و مثال‌ها

/-fāst´/adj.

● سفید رو، سپید چهره

● رنگ پریده

● (به‌ویژه اسب) سفید پیشانی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن