whitely
UKwaitiːliː
US'waıtlı
معنی فارسی
به طور سفيد با سفيدي با رنگ پريدگي
معنی کامل و مثالها
/-lē/adv.
● بهطور سفید، با سفیدی
● با رنگ پریدگی