دیکشنری فارسی

whitely

UKwaitiːliː US'waıtlı

معنی فارسی

به طور سفيد با سفيدي با رنگ پريدگي

معنی کامل و مثال‌ها

/-lē/adv.

● به‌طور سفید، با سفیدی

● با رنگ پریدگی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن