whitewall
معنی فارسی
لاستيک دوره سفيد اتومبيل.
معنی کامل و مثالها
/-wôl´/adj., n.
● (تایر اتومبیل و غیره) دور سفید، طوقه سفید (white-wall هم مینویسند)، تایر دور سفید
لاستيک دوره سفيد اتومبيل.
/-wôl´/adj., n.
● (تایر اتومبیل و غیره) دور سفید، طوقه سفید (white-wall هم مینویسند)، تایر دور سفید
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن