دیکشنری فارسی

wide_

معنی کامل و مثال‌ها

/wīd/

● (در ترکیب) سرتاسری، در سرتاسر، همه -، تمام -

state-wide reforms

اصلاحات در سرتاسر ایالت

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن