دیکشنری فارسی

wig

UKwig USwıg

معنی فارسی

کلاه گيس گيس ساختگي موي مصنوعي موي عاريتي

معنی کامل و مثال‌ها

/wig/n., vt., vi.

● کلاه گیس، کسمه

● رجوع شود به: toupee

● (خودمانی) مو، گیسو، کله، مخ

● کلاه‌گیس گذاشتن، کلاه‌گیس‌دار کردن

● (امریکا - خودمانی) آزردن، اذیت کردن

● (امریکا - خودمانی) هیجان‌زده کردن، دیوانه کردن

● (انگلیس) سرپوش، کلاه قضاوت (که شبیه کلاه‌گیس است)

● (انگلیس - عامیانه) سرزنش کردن، نکوهش کردن

his teacher gave him a wigging

معلمش او را سرزنش کرد.

● (امریکا - خودمانی - معمولا با: out) ناراحت شدن، هیجان‌زده شدن، دیوانه شدن

ریشه و کاربرد

ریشه

Shortened from 'periwig', which was used in the 17th century.

مثال

  • She wore a wig to cover her bald head.
  • He wigs up for his role in the play.
  • The judge's wig is a symbol of authority.

ترکیب‌های رایج

Wear a wig Buy a wig Wig shop Judge's wig

تعریف انگلیسی

noun
  1. hairpiece covering the head and made of real or synthetic hair
  2. British slang for a scolding

مترادف‌ها

noun
Peruke, periwig, scratch.

واژه‌های دیگر با معنی «کلاه گيس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن