wild beast معنی فارسی دد وحش واژههای دیگر با معنی «دد» theropod دد پا theriomorphic دد ريخت، داراي شکل حيوان zoanthropy انسان دد پنداري megatherium مگاتريوم، بزرگ دد theroid جانور وار، دد مانند، دد منش menagerie نمايشگاه جانوران، جايگاه دام و دد