دیکشنری فارسی

wild card

UKwaildkɑːd

معنی فارسی

روشي که به يک سيستم عامل امکان مي دهد تا

روي چندين فايل با نامهاي مرتبط عملکرد

مفيدي داشته باشد

معنی کامل و مثال‌ها

● (بازی ورق) آتو، ورق دارای ارزش معین (قراردادی)

● (تیم‌های ورزشی) تیم درجه‌ی دو یا سه که بر خلاف انتظار به مرحله‌ی مسابقات نهایی می‌رسد

● (خودمانی) عامل غیر قابل پیش‌بینی، هر چیز خارج از کنترل شخص

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from card games where a 'wild card' can have any value the player decides.

مثال

  • He's a wild card, you never know what he's going to do next.
  • The team was a wild card entry into the tournament.
  • The wild card in this situation is the weather.

ترکیب‌های رایج

Wild card entry Wild card team Wild card player

تعریف انگلیسی

noun
  1. an unpredictable factor “the weather was a wild card”
  2. a playing card whose value can be determined by the person who holds it

واژه‌های دیگر با معنی «روشي که به يک سيستم عامل امکان مي دهد تا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن