دیکشنری فارسی

wimple

معنی فارسی

کلاه زنان تارک دنيا ، پوشاندن ، چين دار کردن ،

موجدار کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/wim´pǝl/n., vt., vi.

(قرون وسطی) روسری زنانه، (زنانه) شال و کلاه

(برخی راهبه‌ها) سرپوش، کلاه راهبه‌ها، مقنعه

(اسکاتلند) چین لباس

(اسکاتلند) پیچ و خم، انحنا

روسری سر کردن، مقنعه پوشیدن

(پارچه و غیره) چین‌دار کردن، چین دادن

موجدار کردن (مانند سطح آب)

موج زدن

(اسکاتلند) پیچ و خم داشتن

ریشه و کاربرد

Noun

A cloth worn around the head and neck by women in medieval times.

ریشه

From Middle English 'wimpel', from Old English 'wimpel', from Proto-Germanic '*wimpilaz'.

مثال

  • The nun wore a wimple as part of her religious attire.
  • In the painting, the woman was depicted with a wimple around her head.
  • The wimple was made of fine linen.

ترکیب‌های رایج

Wear wimple Wimple made Wimple displayed

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن