wimple
معنی فارسی
کلاه زنان تارک دنيا ، پوشاندن ، چين دار کردن ،
موجدار کردن
معنی کامل و مثالها
/wim´pǝl/n., vt., vi.
● (قرون وسطی) روسری زنانه، (زنانه) شال و کلاه
● (برخی راهبهها) سرپوش، کلاه راهبهها، مقنعه
● (اسکاتلند) چین لباس
● (اسکاتلند) پیچ و خم، انحنا
● روسری سر کردن، مقنعه پوشیدن
● (پارچه و غیره) چیندار کردن، چین دادن
● موجدار کردن (مانند سطح آب)
● موج زدن
● (اسکاتلند) پیچ و خم داشتن
ریشه و کاربرد
Noun
A cloth worn around the head and neck by women in medieval times.
ریشه
From Middle English 'wimpel', from Old English 'wimpel', from Proto-Germanic '*wimpilaz'.
مثال
- The nun wore a wimple as part of her religious attire.
- In the painting, the woman was depicted with a wimple around her head.
- The wimple was made of fine linen.
ترکیبهای رایج
Wear wimple Wimple made Wimple displayed