دیکشنری فارسی

windlestraw

معنی فارسی

ساقه خشک علف، آدم لاغر و نحيف،

موجود نحيف

باريک و کم استحکام، پيزري، سست و بي دوام،

شل وول، لق لقو

معنی کامل و مثال‌ها

/win´dǝl strô´/n.

(اسکاتلند)

کاه، کلش، ساقه‌ی خشک (علف و غیره)، پیزر

(شخص یا چیز) باریک و کم‌استحکام، پیزری، سست و بی‌دوام، شل و ول، لق لقو

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن