دیکشنری فارسی

windrow

معنی فارسی

تل خاکي که هنگام کار ماشينهاي راه سازي

در کنار جاده تشکيل ميشود

معنی کامل و مثال‌ها

/wind´rō´/n., vt.

● توده‌ی کاه و خاشاک (که برای خشک کردن در معرض هوا قرار داده شده)

● (به‌ویژه بته‌های گندم و جو و غیره) ردیف

● برگ‌های خشک انباشته شده توسط باد

● (به صورت ردیف) انباشته کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن