windrow
معنی فارسی
تل خاکي که هنگام کار ماشينهاي راه سازي
در کنار جاده تشکيل ميشود
معنی کامل و مثالها
/wind´rō´/n., vt.
● تودهی کاه و خاشاک (که برای خشک کردن در معرض هوا قرار داده شده)
● (بهویژه بتههای گندم و جو و غیره) ردیف
● برگهای خشک انباشته شده توسط باد
● (به صورت ردیف) انباشته کردن