دیکشنری فارسی

winkle (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/wiŋ´kǝl/vt.

● (با: out یا out of و غیره) بیرون کشیدن، افشا کردن، درآوردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن