دیکشنری فارسی

wiry

UKwaiəriː US'wıərı

معنی فارسی

سيمي سفت کج شو قابل انحنا پرطاقت

معنی کامل و مثال‌ها

/wīr´ē/adj.

● سیمی، مفتول‌دار

● سیم‌مانند، سفت و شق، زبر

wiry hair

موی زبر (سیم مانند)

● لاغر و عضلانی، باریک اندام و قوی

● (صدا) تولید شده در اثر ارتعاش سیم

ریشه و کاربرد

ریشه

From wire +‎ -y, attested since the 1580s.

مثال

  • He had a wiry build.
  • The dog's fur was wiry and rough.
  • He was a wiry old man with a shock of white hair.

ترکیب‌های رایج

wiry hair wiry strength wiry build

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lean and sinewy
  2. of or relating to wire “Pertains to noun: wire”
  3. of hair that resembles wire in stiffness “wiry red hair”

واژه‌های دیگر با معنی «سيمي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن