دیکشنری فارسی

wise guy

معنی فارسی

مردرند، ادمي که خود را دانا پندارد،

نادان دانا نما.

معنی کامل و مثال‌ها

پرمدعا، فضل فروش، مدعی همه‌ی فنون، عاقل‌نما، متظاهر به عقل و دانش

ریشه و کاربرد

Noun

A person who speaks and behaves as if they know more than others.

ریشه

From Old English 'wis' (wise) and 'guma' (man). 'Guy' is a later addition.

مثال

  • Don't be such a wise guy.
  • He always acts like a wise guy in meetings.
  • The wise guy thought he knew everything.

ترکیب‌های رایج

act like a wise guy be a wise guy

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن