دیکشنری فارسی

wishbone

US'wıʃ'bəun

معنی فارسی

جناغ مرغ جناغ

معنی کامل و مثال‌ها

/-bōn´/n.

● (بخشی از) استخوان سینه‌ی مرغ، جناغ مرغ

to wish by breaking a wishbone

جناغ شکستن

● (فوتبال امریکایی) آرایش چلیپایی

ریشه و کاربرد

ریشه

From the tradition of making a wish when breaking the bone, and 'bone'.

مثال

  • We pulled apart the wishbone.
  • The turkey's wishbone was saved for later.
  • They collected a wishbone from the bird.

ترکیب‌های رایج

Pull wishbone Break wishbone Collect wishbone

تعریف انگلیسی

noun
  1. the furcula of a domestic fowl

واژه‌های دیگر با معنی «جناغ مرغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن