دیکشنری فارسی

withoutdoors

معنی فارسی

بيرون از جاي سرپوشيده .

معنی کامل و مثال‌ها

/with out´dôrz´/adv.

● رجوع شود به: outdoors

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن