پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
woman suffrage
معنی فارسی
حق راي نسوان.
معنی کامل و مثالها
●
حق رای زنان
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن