wonder work معنی فارسی معجزه استادي عجيب واژههای دیگر با معنی «معجزه» miracle معجزه، فرجود، اعجاز wonderwork معجزه، استادي، کار عجيب theurgy معجزه، جادو (يي)، سحر theurgist معجزه کن، معجز نما، جادو (گر) thaumatology معجزه شناسي، بررسي و شناخت معجزات، فرجود شناسي thaumaturgic مربوط به معجزه يا کار خارق العاده، خارق العاده، سحر. contrary to nature بر خلاف طبيعت، بطور معجزه marvel چيز شگفت انگيز، چيز عجيب، نمونه عجيب miraculously بطور معجزنشان، بطور شگفت آميز، بطور حيرت انگيز naturalism فلسفه طبيعي، اعتقاد به طبيعت، مذهب طبيعي