word of command معنی فارسی فرمان نظامي واژههای دیگر با معنی «فرمان نظامي» battalia فرمان جنگ (معمولا با in و into ميامد)، بسيج دسته هاي نظامي ونيروهاي مسلح parade rest فرمان آزاد، حالت آزاد نظامي، راحت باش