دیکشنری فارسی

workload

UKwəːkloud US'wə:k'ləud

معنی فارسی

حجم کار تراکم کار

معنی کامل و مثال‌ها

/wu_rk´lōd´/n.

● (میزان کاری که باید در مدت معین انجام شود) کاربار، بار دستگاه، میزان کار، کار میزان

each employee has a heavy workload

میزان کاری که هر کارمند باید انجام بدهد سنگین است.

ریشه و کاربرد

ریشه

From the combination of 'work' and 'load'. First known use in 1899.

مثال

  • The workload of the department has increased dramatically.
  • She has a heavy workload.
  • The machine's workload was too high.

ترکیب‌های رایج

Heavy workload Increase workload Manage workload Workload distribution

تعریف انگلیسی

noun
  1. work that a person is expected to do in a specified time

واژه‌های دیگر با معنی «حجم کار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن