workwoman معنی فارسی زن کارگر کارگر زن. معنی کامل و مثالها /-woom´ǝn/n., pl.● (زن) کارگر، مزدبگیر، مستخدمه، کلفت واژههای دیگر با معنی «زن کارگر» shovelbill کارگر بيل زن. shoveler کارگر بيل زن. shovelman کارگر بيل زن. milkmaid دختر شير دوش، زن کارگر لبنيات، شيرو فروش زن. plowman شخم زن، شخمکار، کشتگر