دیکشنری فارسی

world-weary

معنی کامل و مثال‌ها

/-wir´ē/adj.

● بیزار از زندگی، جان به لب رسیده، جهان خسته، جهان بیزار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tired of the world “bored with life” “strolled through the museum with a bored air”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن