worldly punishments معنی فارسی عقاب واژههای دیگر با معنی «عقاب» aquilae عقاب، آکوالا particularly other عقاب bald eagle عقاب گر، نوعي عقاب که در شمال امريکا زندگي ميکند. eta-aquilae اتا - عقاب eyrie اشيانه عقاب، اشيانه مرغان شکاري alpha-aquilae آلفا - عقاب، نسر طائر aiglet جوجه ء عقاب يا شاهين. eagle دال، عقاب، قره قوش king of birds پادشاه مرغان :دال، عقاب eaglet بچه دال، جوجه عقاب