دیکشنری فارسی

worldly-wise

معنی کامل و مثال‌ها

/-wīz´/adj.

● عاقل در امور دنیا، جهاندیده، سرد و گرم چشیده، دنیادیده، پرتجربه، مجرب

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English 'world' + 'wise'. First known use: 1668.

مثال

  • He is a worldly-wise man.
  • Her worldly-wise advice helped me a lot.
  • He gave a worldly-wise smile.

ترکیب‌های رایج

Worldly-wise advice Worldly-wise perspective Worldly-wise smile

تعریف انگلیسی

adjective
  1. experienced in and wise to the ways of the world

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن