wormroot معنی فارسی داروي ضد کرم. معنی کامل و مثالها /-rōōt´/n.● رجوع شود به: pinkroot واژههای دیگر با معنی «داروي ضد کرم.» vermifuge داروي کرم، داروي ضد کرم، کرم کش wormseed تخم درمنه، داروي ضد کرم.، تخم درمنه taeniacide کرم کش، داروي ضد کرم کدو