دیکشنری فارسی

wormy

UKwəːmiː

معنی فارسی

کرم وار کرم مانند

معنی کامل و مثال‌ها

/wu_r´mē/adj.

● کرم‌زده، کرم خورده، کرمو، کرمکی، کرم گرفته

● رجوع شود به: worm-eaten

● کرم‌مانند، کرم‌سان

● پست، دون، قابل‌تحقیر، خوارداشتنی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Old English 'wyrmig', equivalent to worm +‎ -y.

مثال

  • The apple was wormy and inedible.
  • The old wood was wormy and crumbling.
  • He cut open the fruit to find it wormy inside.

ترکیب‌های رایج

Wormy apple Wormy wood Wormy compost

تعریف انگلیسی

adjective
  1. totally submissive
  2. infested with or damaged (as if eaten) by worms

واژه‌های دیگر با معنی «کرم وار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن