دیکشنری فارسی

wow (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/wou/interj., n., vt.

● (ندای حاکی از شگفتی یا لذت و غیره) اوه‌!، آه‌!، وای‌!

● عالی، محشر

● تحسین‌انگیز بودن، غرق در تعجب کردن، به حیرت انداختن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن