wrackful معنی فارسی ويرانگر مخرب خراب کننده مسبب خرابي. واژههای دیگر با معنی «ويرانگر» wasting ويرانگر، بر باد دهنده، مخرب ruiner خرابکار، ويرانگر. self destroyer نابود کننده خود، خود ويرانگر. Hunnish وابسته به hun ها - داراي خوي ويران سازي، وغارت گري، ويرانگر Vandal دشمنعلموصنعت، تباهگر، ويرانگر Hun نژاد در بدر اسيايي 00000 کردند، هان، هون