دیکشنری فارسی

wreathe

معنی فارسی

بشکل حلقه دراوردن حلقه کردن درست کردن چين دارکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rēth/vi., vt.

● به صورت حلقه‌ی گل درآوردن، تاج گل ساختن، (گل و شاخ و برگ را) به هم بافتن، حلقه کردن

she wreathed the flowers into a garland

گل‌ها را به شکل تاج به هم بافت.

● (دور چیزی را) فراگرفتن، پیچیدن، احاطه کردن (مثل تاج گل)، حلقه زدن

clouds wreathed the mountain top

ابرها قله‌ی کوه را احاطه کردند.

the snake wreathed itself round the branch

مار خود را دور شاخه پیچید.

● (با تاج گل) آراستن، آذین کردن

the statue was wreathed

مجسمه با گل زینت شده بود.

● پوشاندن، پوشیده بودن از

a face wreathed in smiles

چهره‌ای که لبخند برآن نقش بسته است

● مارپیچ رفتن، پیچاپیچ حرکت کردن

smoke wreathed upwards

دود حلقه‌وار بالا می‌رفت.

● به شکل حلقه‌ی گل درآمدن یا بودن

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English wrethen, from Old English writhan.

مثال

  • She will wreathe her hair with flowers.
  • The smoke will wreathe up to the sky.
  • The vine will wreathe around the tree.

ترکیب‌های رایج

Wreathe around Wreathe in Wreathe with

تعریف انگلیسی

verb
  1. move with slow, sinuous movements “Something ----s” “Somebody ----s” “Something is ----ing PP” “Somebody ----s PP”
  2. decorate or deck with wreaths “wreathe the grave site” “Somebody ----s something”
  3. form into a wreath “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
1. Twist, interweave, intwine, twine.
2. Encircle, surround, infold.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن