دیکشنری فارسی

writ (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/rit/n.

● (قدیمی) نگاشته، دستخط

● فرمان، حکم

● سند

● کتاب

the Holly Writ

کتاب مقدس

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن