پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
wrought-up
معنی کامل و مثالها
/rôt´up´/adj.
●
(بسیار) هیجانزده، منقلب، عصبی، مضطرب
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن