دیکشنری فارسی

xanthin

معنی فارسی

ماده زرد رنگ گلهاي زرد که قابل حل نيست

مترادف‌ها

noun
[Written also Xanthine.] Uric oxide, xanthic oxide.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن