xrays معنی فارسی اشعه مجهول اشعه ايکس واژههای دیگر با معنی «اشعه مجهول» x ray اشعه مجهول، اشعه ايکس، با اشعه ايکس امتحان کردن radiolucency درجه نفوذ اشعه مجهول، نفوذ پذيري اشعه مجهول. roentgenoscopy معاينه بوسيله اشعه مجهول. x ray therapy (طب) درمان با اشعه مجهول. roentgenize بوسيله اشعه مجهول معالجه کردن. roentgenoscope دستگاه معاينه بوسيله اشعه مجهول. cysto-ureterogram فيلم اشعه مجهول از مثانه و پيشابراه penetrameter الت مخصوص سنجش درجه نفوذ اشعه مجهول. encephalogram مغزنگاره، عکس برداري از مغز با اشعه مجهول. sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي