دیکشنری فارسی

yank

UKjæŋk USjæŋk

معنی فارسی

(yankee) ضربه ناگهاني و شديد،

تکان شديدوسخت ، تشنج ، زودکشيدن ،

تکان تنددادن ، امريکايي.

معنی کامل و مثال‌ها

/yaŋk/n., vt., vi.

(عامیانه)

ناگهان کشیدن، وازدن، لاندن، کندیدن

تکان ناگهان، وازنی

ریشه و کاربرد

ریشه

Originated in the 19th century, possibly from Dutch janken, meaning to whine.

مثال

  • He gave the rope a yank.
  • Don't yank my hair!
  • He's a yank from New York.

ترکیب‌های رایج

Yank open Yank away Yank out Yank off

تعریف انگلیسی

noun
  1. an American who lives in the North (especially during the American Civil War) “Regions:”
  2. an American (especially to non-Americans)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن