دیکشنری فارسی

yap

UKjeip USjæp

معنی فارسی

صداي تيز پارس

معنی کامل و مثال‌ها

/yap/vi.

واق واق کردن، واق زدن

the puppy was yapping

توله سگ واق واق می‌کرد.

(مانند صدای توله سگ) واق، یاپ

چرت و پرت، یاوه‌سرایی، زر زر

زر زدن، وراجی کردن

the women were yapping in the next room

در اتاق مجاور زن‌ها بلندبلند حرف می‌زدند.

(خودمانی) آدم رذل

(خودمانی) دهان

ریشه و کاربرد

Noun, Verb

A sharp, shrill bark; a high-pitched bark. Verb: To bark sharply or shrilly; yelp.

ریشه

Early 20th century: imitative.

مثال

  • The yap of the small dog was annoying.
  • The dog started to yap when it saw the cat.
  • She has a yap that can be heard from a mile away.

ترکیب‌های رایج

Yap about Yap at Yap incessantly

مترادف‌ها

verb neuter
See yaup.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن