yard (2)
معنی کامل و مثالها
/yärd/n., vt.
● حیاط، حیاط خلوت
the front yard of my house
حیاط جلو خانهی من
● محوطه، چهار دیواری، حصار، پرهونه، دیوار بست، پروست
a churchyard
محوطهی کلیسا
a farmyard
چهار دیواری مزرعه
a prison yard
حصار زندان
● چمن دور خانه (یا هر ساختمان)
● طویله، آغل
● کارگاه، فروشگاه، تعمیرگاه
a lumber yard
فروشگاه الوار
shipyard
کارگاه کشتی سازی
a railway yard
تعمیرگاه راه آهن
* the Yard
مخفف: Scotland Yard