year by year معنی فارسی سال بسال همه ساله واژههای دیگر با معنی «سال بسال» obit دعا وآييني که سال بسال دربنگاهي براي يادبود، آن بنگاه پس ازمرگ برپا کنند yearly ساليانه، همه ساله، سال بسال aged پير، سالخورده، در سال maturated پير، سالخورده، در سال senesced پير، سالخورده، در سال