yellow grease معنی فارسی پيه خوک. واژههای دیگر با معنی «پيه خوک.» lardaceous a مانند پيه خوک، ماسيده، مومي lardy مانند پيه خوک، داراي پيه خوک leaf fat لايه پيه دور گرده خوک axunge پيه آب کرده خوک يا غاز larding-pin سيخي که باآن پيه خوک را لاي گوشت ميگ ذارند lard چربي خوک، پيه خوک lard to butter جازدن کره بوسيله آميختن باچربي هاو روغن هاي، ديگرمانند پيه خوک