دیکشنری فارسی

yen (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/yen/n., vi.

● (عامیانه)

● میل شدید، غنج زدن (دل)، ویار، ویر، گوارشت، آرزو

he had a yen to see the world

دلش برای جهانگردی غنج می‌زد.

● (دل) غنج زدن، آرزو کردن، ویر داشتن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن