yerk
معنی فارسی
سيخ زدن ، سک زدن ، برانگيزاندن ،
شلاق زدن کوبيدن ، قاپيدن وبردن ،
محکم بستن ، فشار دادن ، هل دادن ،
شکاف برداشتن ، لگد، مشت ، ضربت ،
حرکت سريع و شديد.
مترادفها
I. verb active
Jerk, twitch, pull suddenly.
II. noun
Jerk, twitch.
سيخ زدن ، سک زدن ، برانگيزاندن ،
شلاق زدن کوبيدن ، قاپيدن وبردن ،
محکم بستن ، فشار دادن ، هل دادن ،
شکاف برداشتن ، لگد، مشت ، ضربت ،
حرکت سريع و شديد.
I. verb active
Jerk, twitch, pull suddenly.
II. noun
Jerk, twitch.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن