دیکشنری فارسی

yes

UKjez USjes

معنی فارسی

بله ، بلي ، آري ، لبيک ، به چشم ، چشم ،

درست است ديگر چه فرمايشي داريد ،

بلي گفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/yes/adv., n., pl.,

● آری، بلی، بله، آره (در برابر: نه، no)

yes, my name is Manoochehr

بله، نام من منوچهر است.

... yes, the world can be conquered through unity

... آری، به اتفاق جهان می‌توان گرفت.

● به علاوه، علاوه براین، همچنین، (نه تنها ...) بلکه

we are ready, yes, eager to help

ما نه تنها آماده، بلکه مشتاق کمک کردن هستیم.

● توافق، موافقت، پذیرش

the agreement has no validity until the president gives his yes

تا رئیس جمهور موافقت نکند آن قرارداد فاقد ارزش قانونی است.

● قبول کردن، پذیرفتن

● رای موافق، رای مثبت (بیشتر به صورت aye)

● بله گفتن

ریشه و کاربرد

ریشه

Old English gēse, gīse ‘so be it!’, probably from an unrecorded phrase meaning ‘may (God) grant it’.

مثال

  • Do you understand? Yes, I do.
  • Yes, I agree with you.
  • She gave a yes to his proposal.

ترکیب‌های رایج

Say yes Yes or no Yes man Yes vote

تعریف انگلیسی

noun
  1. an affirmative “I was hoping for a yes”

مترادف‌ها

adverb
Yea, ay, aye.

واژه‌های دیگر با معنی «بله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن